أبو ريحان البيروني ( مترجم : اكبر دانا سرشت )
291
آثار الباقيه ( فارسى )
زردشتيان است مىگيريم و بعلتى كه در صدر دفتر گفته شد عدد هفتاد را بر آن مىافزاييم و مجموع را بر صد و بيست تقسيم مىكنيم خارج قسمت عدد ماههاى كبيسه است كه از موقع اهمال آن بدست مىآيد سپس از مجموع تاريخ مطابق شماره ماههاى كبيسه كم مىكنيم و اگر سالها تمام شد و باقيمانده نياورد سال تقريبا كبيسه است براى اضطراب تواريخ اگر باقى آورد كبيسه نيست سپس آنچه از ماههاى كبيسه بدست شده آن را بر آغاز سال خود ميافزاييم و عيد روز را به جايى كه سزاوار است قرار مىدهيم و نوروز در موضعى كه اتفاق افتاد همان است كه ساسانيان به كار مىبستند و مطابق زيجهاى ايشان در آنوقت در انقلاب صيفى بوده است . اما در تاريخ معتضد شناسايى علامت فروردينماه به اين طريق است كه ربع آن را بر سالهاى تام آن مىافزاييم و همواره بر مجموع يك چهار و يك چهار يك افزوده و مجموع را هفت طرج مىكنيم و در نتيجه علامت فروردينماه بدست خواهد آمد . چون اول سال بدست آمد و بخواهيم كه آغاز ديگر ماهها را بشناسيم براى هر ماهى كه پيش از ماه مطلوب ما گذشته باشد ، دو روز مىافزاييم به غير از آبانماه كه در سال كبيسه براى آن يك روز ملاحظه مىشود و در سالهاى غير كبيسه هيچ . سپس مجموع را هفت هفت طرح مىكنيم علامت آغاز آنماه بدست خواهد آمد . طريقه شناسايى كبيسه در سالهاى معتضدى بدينطريق است كه ساليان تام آن را چهار چهار طرح كرده و ببقيه نظر مىكنيم چنانچه چيزى باقى نماند سال كبيسه است و اگر باقى ماند كبيسه نيست . گمان مىكنم اين مبحث كه به طول انجاميد خوانندگان كتاب را كافى باشد و الحمد للّه حمده حمدا كثيرا .